صداقت





توي اين دنياي ... تنها چيزي كه نبايد داشت صداقته.
تا وقتي دربست در اختيارشون باشي قربون صدقه ات ميرن هزارتا ، تو بهترين آدم تو دنيا ميشي، ظرفيتت بالاست(هه)،همه
ميخوان بات باشن،بات بگن برقصن بخونن شاد باشن،پشت سر ديگرون حرف بزنن،غيبت كنن (گوشت بخورن)،تو بهترين پسر فاميل ميشي.
تو هم بخواطر اينكه ناراحتشون نكني باشون همراهي ميكني ـ چه اشتباه بزرگي ـ.
ولي واي،واي از روزي كه بر خلاف ميلشون حرف بزني ،تمام
محبتهات رو فراموش ميكنن انگار نه انگار كه روزهاييي نچندان دور رو با اون همه خاطرات خوش (به ظاهر خوش)با هم گذروندين.از هر حرفت نكته اي در ميارن و چماقش ميكنن و مي كوبن تو سرت .

اون يكي 19 سالشه ولي اندازه يك بچه هم شعور نداره ميخواد جلب توجه كنه يه جوري بات سر صحبت رو باز كنه ولي بلد نيست.خدا به دادش برسه اگه پاش به دانشگاه برسه با اولين نگاه ناسالم تو بزرگترين چاله ي زندگيش مي افته.(به دانشجوها بر نخوره از اين اتفاقات تو دانشگاه ما افتاده خيلي هم زياد)
بعدي كه از مرحله پرت پترته . ناگفته نماند كه از وقتي رفته دانشگاه خيلي بهتر شده ولي هنوز... (دوران بچگي چه حس قشنگ ولي احمقانه اي داشتم.هه !)
سومي انگار كه از فلان جاي فيل افتاده .{{{{ خوشگل، خوش اندام ، تك ؟؟؟!!!!!!!!!}}}} همه پسرهاي دنيا هم عاشق و شيفته ووو... . اصلا آفتاب (آفتابه) چيه بايد بياد لنگ بندازه.
آخري خوشگله بدون شوخي ميگم،ولي نصفش زيره زمينه(زيرزمين رو نميگم ها) دلم نمياد دربارش بگم
ولي از همه ي قبلي ها بدتره سردسته ي اوناست.

ديشب مي تونستم راحت همه چيز رو خراب كنم همونطور كه
اول مجلس هم اين كار رو كردم ولي نميدونم چرا از من بدي بر نمياد و اين بزرگترين نقطه ضعف منه و هر چه هم بلا بر سرم مياد از همين مشكله.
هنوز مي تونم يك كم ديگه تحمل كنم ولي واي به روزي كه اون روي سگ من بالا بياد اون روزه كه ديگه دور همه چيز يك خط قرمز بزرگ ميكشم و قيد همه رو ميزنم.ِ

33.gif

/ 0 نظر / 15 بازدید