از خون جوانان وطن لاله دميده

هنگام مي و فصل گل و گشتِ ، جانم گشتِ ، خدا گشتِ چمن شد
دربار بهاري تهي از زاغ و ، جانم زاغ و ، خدا زاغ و زغن شد
از ابر كرم خطه ري رشك ختن شد
دلتنگ چو من مرغ ، جانم مرغ قفس بهر وطن شد
چه كج رفتاري اي چرخ ، چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ ، نه دين داري نه آيين داري ، نه آيين داري اي چرخ

از خون جوانان وطن لاله ، جانم لاله ، خدا لاله دميده
وز ماتم سرو قدشان سرو’ ، جانم سرو’ ، خدا سرو’ خميده
در سايه گل بلبل از اين غصه خزيده
گل نيز’ چو من در غم ، جانم در غمشان جامه دريده
چه كج رفتاري اي چرخ ، چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ ، نه دين داري نه آيين داري ، نه آيين داري اي چرخ

از اشك’ همه روي زمين ، زير و جانم زير و خدا زير و زبر كن
مشتي گرت از خاك وطن هست’ ، جانم هست’ ، خدا هست’ به سر كن
غيرت كن و انديشه ايام بتر كن
و اندر جلو تير عدو ، جانم تير عدو ، سينه سپر كن
چه كج رفتاري اي چرخ ، چه بد كرداري اي چرخ
سر كين داري اي چرخ ، نه دين داري نه آيين داري ، نه آيين داري اي چرخ

/ 0 نظر / 41 بازدید