تو و من و ما



كاش مي شد آب رفته رو به جوي برگردوند. اگه مي شد چقدر خوب بود .
تو ، من ، ما

تو! به هر جا مي روم ،با هر كس همزباني مي كنم ،هر جايي را كه مي خوانم ،به هر كسي مي رسم ،همه وهمه يا بدنبال (( تو )) مي گردند ويا به تو رسيده و با تو ما شده اند.عده اي هم تو را در ديگران مي جويند.
من جزء كدامين دسته ام؟
مدتهاست كه به دنبال توام.تو را نيز خوب يافتم.پس چرا ما نشديم؟ چرا تو، تو ماندي و من،در حسرت ما ؟
تو آنقدر بزرگ هستي كه با همه ما ساخته اي . شايد قسمت اينست كه از تو چيزي به ما نرسد؛
واي از روزي كه من قدر ما را ندانستم،كم تجربه بودم و بادمجانهاي زيادي دور قابم بودند.حالابعد از جند سال تازه قدر تو را دانستم. تنهاكسي كه از ابتدا با خلوص و پاكي قصد ما كرد و نه براي چيزهاي ديگر.

تنها كافيه كه لب تر كني و ...

از تو به يك اشاره
از من به سر دويدن

/ 0 نظر / 16 بازدید