a tima for us at last you see

قبل از هر چیز اینجا رو ببین! به دردت می‌خوره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند تا چيز رو هميشه اينجا مي‌بيني :

اول: يه غزل ناب از لسان الغيب حضرت خواجه حافظ شيرازي تا به عطر وجودش اينجا هم خوشبو بشه تيتر يادداشت رو هم يكي از ابيات همين غزل مي‌گذارم. در ضمن اين غزل را خودم فال ميگيرم به نيت همه‌ي ما اگه دوست داشتيد كامنت بذارين تا اختصاصي براتون فال بگيرم و نتيجه رو درميل‌باكستون يا وبلاگتون يا همينجا بذارم.

دوم : يه بيت به عنوان حسن ختام كه در آخر نوشته‌هاي هر روز مي‌نويسم و سعي مي كنم از شاعراي نا شناخته ، نوشته‌هاي دوستان در وبلاگهاي خودشون و يا از كامنتهاي شما باشه. پس توي كامنتهاتون شعر هم بگذاريد .

سوم : يه شعر نو از شاعرهاي خوبمون

لطفا براي نظر دادن بگيد كه مربوط به كدوم نوشته ميشه و اگه چيزي رو هم شما پيشنهاد مي كنيد تا اضافه‌اش كنيم بگيد تا يه كاريش بكنيم.

________________________________________________

واما فال حافظ:

گر من از سرزنش مدعيان انديشم ---- شيوه‌ي مستي و رندي نرود از پيشم
زهد رندان نوآموخته راهي بدهيست---- من‌كه بد نام جهانم چه صلاح انديشم
شاه شوريده‌سران خوان من بيسامان‌را--- زانكه‌در كم‌خردي ازهمه‌عالم بيشم
بر جبين نقش كن از خون دل من خالي‌----- تا بدانند كه قربان تو كافر كيشم
اعتقادي بنما و بگذر بهر خدا ------- تا در اين خرقه نداني كه چه نادرويشم
شعر‌خونبار من‌اي باد بدان‌يار رسان‌---كه‌‌زمژگان سيه بر رگ جان زد نيشم
من اگر باده‌خورم ورنه چه‌كارم‌با كس‌---حافظ رازخود وعارف وقت خويشم

راستش اين بار خودم هم نفهميدم حافظ چي مي‌خواد بگه ولي با همه‌ي اين حرفها با كمي دقت مي‌شه گفت كه آره ! مي خوره حداقل قسمتي از اين غزل به وضعيت الان من مي‌خوره ولي شما رو نمي‌دونم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مثل اينكه خودم رو لو دادم

مثل اينكه خودم رو لو دادم آخه اون دوستمون كه براش كامنت گذاشته بودم ــ آهاي undefinedآيدينبا توام ــ هنوز نتونسته بود منو پيدا كنه و همون لينكه بالاخره كار دستمون داد ولي خوب باز هم خوشحالم كه خودمو به نوعي معرفي كردم و بيشتر با هم آشنا شديم ، آخه همونطور كه گفتم چند روز ديگه مي‌بينمش ديدار جالبي بايد باشه مخصوصا اينكه گفته بود مي خواد يه حرفايي بزنه ولي نمي‌تونه . دوست دارم بدونم كه آيا اونم همون حرفاي من روميخواد بزنه يا نه چيزهاي ديگه‌اي مي‌خواد بگه . پس تا وقتي كه ببينمت!

راستي سرور من صفحه هاي بلاگاسپات رو باز نمي كنه اگه راهي به نظرت مي‌رسه بگو تا بتونم وبلاگتو ببينم .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امان از اين ويندوز ...

هر كاري مي‌كنم نمي‌تونم اين ورد ( به ضم اول و سكون دوم و سوم ) رو نصب كنم هر راهي كه به ذهنم رسيد رو امتحان كردم ولي باز هم نشد . راستش حوصله‌ي ورد پد رو هم ندارم چون به ورد عادت كردم و ترك عادت هم موجب مرض است . خلاصه اينكه براي همينه كه به روز شدن اينجا كلي طول كشيد .الان هم دارم با تنفر توي ورد پد تايپ مي‌كنم . تازه تمام مطالبي رو هم كه آماده كرده بودم همه از بين رفت و بايد دوباره بشينم شعرهاي شاملو و نيما و سهراب رو تايپ كنم و همه‌ي اينا براي عوض كردن ويندوز پيش اومد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلتون بسوزه !

دل همتون بسوزه . چند روز ديگه يه مهموني دعوت شدم كه خدا آخرش رو به خير بگذرونه چون صاحب خونه به يه چيز توجه نكرده !
درست همون شب مهموني جلسه‌ي همسايه‌هامون با هيات مديره‌ي مجتمعه و واي به اون روزي كه يه آدم خشك مذهبي هم در جلسه باشه بعدش ما سر و صداي زيادي هم درست كنيم و اون يارو از صداي ما خوشش نياد و ...

ميدونيد بعدش چي‌ ميشه ؟ اگه قرار بود قبلا يك يا دو همسايه بيان دم در و شكايت كنن اونهم تازه تك به تك حالا وضعيت فرق مي‌كنه يعني همه‌ي همسايه‌ها با هم ميان دم در و تازه اصل ماجرا هم خبر نداره كه چه خبره و ممكنه كه حتي خودش يه چيزي بگه كه به ضرر خودش تموم بشه .

نتيجه‌ي اخلاقي:
1 ــ حتما به آقاي شــــــــــ ... بگيد كه خداي نكرده توي جلسه سوتي نده و مراقب اوضاع هم باشه؛
2 ــ زياد هم شلوغ پلوغ نكنيم تا كسي حرفي نزنه .
3 ــ خوشبختانه ما از اونجور آدمهاي ذكر شده تو همسايه‌هامون نداريم ولي بايد احتياط كرد چون شرط عقله .

با همه‌ي اين حرفها چون باني اين مراسم خودش ‌آدم خوب و با حاليه پس ان‌شاء ا... اتفاق خاصي پيش نمي‌آد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين چند خط رو قبلا اينجا نوشته بودم ولي هوس كردم كه دوباره‌ بيارمشون دوست دارم نظرتون رو در باره اين شعر بدونم‌ :

حال..... بايد بروم

حال..... بايد بروم
مي خواهم
رفتنم دليل بر تو باشد
اينجا
تمام من ته مي كشد
تو كه باشي
حرف هم گم مي شود
نگاه هم كه نمي كني
فلج...مي خندم
ريز
ريز
حال..بايد بروم
ريز شده ام

نگران ام
نگران تو و اين زندگيت
نگران سادگي ،
پاكي و آزادگي‌ات


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام به نیمانويسنده‌ي (( خانه‌ي دوست ))


نيما جان
متاسفم كه مجبور شدي ((مرا ببوس )) رو خذف كني اميدوارم اون كسايي كه به اين كار مجبورت كردن هرگز لذت بوسيدن و بوسيده شدن رو نچشند ـــ عجب نفرين توپي خودم هم دلم براي اون بدبخت‌ها سوخت ــ

راستي نيما جان توي كامنتت گفته بودي كه از خودم بگم راستش من سعي مي‌كنم توي همين شعرها و نوشته‌ها حرفهام رو بزنم يا بهتر بگم بجز شعر حافظ كه فال مي‌گيرم سعي مي‌كنم شعرهايي رو بنويسم كه با حال و هوام جور باشه و يه جورايي حرف دلم باشه ، با اين وجود تو هم حق داري من زياد از خودم چيز تازه‌اي ندارم چون توي دنياي من چيز تازه‌اي نيست
تا بتونم با گفتنش به بقيه اونها رو خوشحال كنم تازه ممكنه باعث غمگين شدنشون هم بشه پس همون زبون شعر بهتره.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واما شعر نوي امشب:



اي تمام خوبيها ...
اي تمام خوبيها

افتاب

نگاه توست .

و

دريا

دل ات .

و

هزاران هزار ترانه عشق

بر زبان تو جاري ست ...


علي شيروي ... ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما حسن ختام امشب مال قديماست ، اگرچه همه‌ي ما هم اونو شنيديم و من كه باش زندگي كردم هوارتا:


a tima for us at last you see
a life worswhile for you and me

a time for us some day there be
a new world
aworld of shinig hope for you and me



يادتون اومد چه شعريه و از كجا اومده؟! اگه يادتون نيومد به باباتون يا مامانتون بگيد شعر رو بخونن و چند سالي به عقب برگردن ، آهان درسته خوده خودشه ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوب براي امشب ديگه بسه . وقت همتون بخير





/ 0 نظر / 18 بازدید