در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد

  

بچه‌ها سلام .

 

 

 

قبل از هر چيز ماه رو ببينيد !

از لطف همه تون متشكرم . از كامنتهاي صادقانه تون ، از

 

 

انتقاداتتون و از دلگرمي هاتون و

 

 

يه چند روزي خيلي گرفتار بودم اين ويندوز هم مدام اذيت

 

مي‌كنه ، اين سومين باره كه در عرض دو روز ويندوزم رو

 

عوض مي‌كنم . از 98 اس اي تا ايكس پي همه رو

 

امتحان كردم اما آخرش باز هم برگشتم سراغ همون 98

 

خودم .آخه ترك عادت موجب مرض است .براي همين

 

هم تا همين نيمساعت پيش كانكت نشده بودم تا كامنت

 

ها و اي ميلاتون رو بخونم . پس دلگير نشيد از اينكه

 

نيومدم سراغتون . تازه الان دارم ميل باكسم رو باز مي

 

كنم .آخه 4 تا ميل دارم كه هنوز نخوندمشون .

 

يه عالمه هم حرف دارم ــ حالا دوباره

مهسا خانوم

اعتراض مي‌كنه كه وقتي حرفي داري يا چيزي نگو يا تا

 

آخر بگو ــ

 

 

 

يه چيز خيلي مهم بچه ها (( جاوا)) در اكسپلورر من باز

 

نمي شه اگه نتونستم براتون پيغام و كامنت يذارم منو

 

ببخشيد ، ولي من سعي خودم رو مي‌كنم قول مي‌دم .

 

 

 

 

 

با همه‌ي اين حرفها چند تا چيز هست كه بايد حتما

 

درباره‌ي اونها توضيح بدم تا سوء تفاهمي پيش نياد .

 

اين دوستمون

رويا خانوم ، تا اونجا كه من از كامنتشون

 

فهميدم ، يه كمي بد برداشت كرده‌اند.

 

اول اينكه: كه با دسته بندي‌ تون از انواع عشق كاملا

 

موافقم و خيلي خوشحالم كه اين ديدگاه بين ما مشترك

 

است ــ حداقل در كليات ــ چون اون عشقي هم كه من

 

ازش صحبت مي‌كنم اين عشق مادي نيست و چيزي

 

بسيار فراتر از عشق‌هاي دنيايي است . آهاي عاشقا

 

خداي نكرده برداشت بدي نكنيد ها چون عشقهاي مادي

 

مقدمه‌ي اون عشق ناب و الهي‌ است كه من در

 

نوشته‌هاي روز دوشنبه 13 مرداد در مطلب (( آره

 

خودشه اون عاشق شده …)) درباره‌اش صحبت كردم و

 

چون از قبل پيش بيني مي‌كردم كه ممكنه سوء تفاهم

 

پيش بياد در پست قبلي‌هم باز توضيح دادم كه :

 

عشق يعني دل سپردن در الست******از مي وصل

 

الهي مست مست

 

وحتي گفتم كه يه جورايي گفتو گويي بين ...

 

دوم اينكه : من كي گفتم آدم بايد عاشق باشه تا معني

 

اين شعرا رو بفهمه ؟ من گفتم تا عاشق نباشي

 

نمي‌فهمي چي رو داره توصيف مي‌كنه . كه هنوز هم

 

سر حرفم هستم .چون وقتي عطار مي‌گه :

 

آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

هر كه خورد از جام عشقت قطره اي

تا قيامت مست و حيران خوشتر است

و يا وقتي چند بيت پايين تر مي‌گه :

 

درد بر من ريز و درمانم مكن

زانكه درد تو ز درمان خوشتر است

 

چطور ممكنه كسي عاشق نباشه و اون دردي رو كه

 

عطار ازش صحبت مي‌‌كنه رو درك كنه ؟ حداقل من كه

 

برام دور از ذهن بنظر مي‌رسه .

 

 

بعدش من كه نگفتم كه اين جا پاتق عشاقه و فقط

 

عاشقها مييان اينجا ، من گفتم كه هركس به حس و حال

 

و هواي من نزديكه و حرفهام رو مي‌فهمه مياد اين ورا ،

 

كه فكر نمي‌كنم غير از اين هم بود و باشه چون من

 

خودم با هر كس حال نكنم بهش سر نمي‌زنم ــ اين رو

 

قبلا هم توي كامنتم گفته بودم . درسته؟ ــ

 

در مورد كامنت اولتون هم بگم ، اينجاست كه مي‌گن عدو سبب خير شود.

 

شما خواستيد براي يكي ديگه پيغام بذاريد در عوض براي من گذاشتيد و..

 

خلاصش اينكه خيلي ممنون از اين كه نكته هاي خوبي

 

رو گوش زد كرديد . و اين ها كه گفتم نظرات منه و من

 

هم يك آدم معمولي هستم ، مثل همه پس من هم

 

بدون خطا نيستم و اگه خطايي مشاهده كرديد يا با

 

حرفهام مخالف بوديد حتما بگيد خوشحال مي‌شم . اين

 

رو بدون تعارف و از صميم قلب مي‌گم .

 

در پناه حق باشيد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

و يه سوء تفاهم ديگه هم براي روشنك پيش اومده بود .

 

روشنك جان من جواب رد رو از معشوق نشنيدم چون،

 

شكر(( خدا !))اون هيچ وقت جواب رد تو كارش نيست .

 

من فقط يه جواب رد اونهم از يه بنده خدا شنيدم ،

 

همين . نمي‌گم كه تو زندگيم بي تاثير بود ، هرگز اينطور

 

نبوده و تاثيرات زيادي هم داشته ، ولي اين جواب ردي

 

كه شنيدم باعث شد من به معشوق خودم نزديكتر بشم

 

و از اين بابت خيلي هم خوشحالم . و از لطفت هم خيلي

 

ممنونم .

 

 

راستي به نكته‌ي جالبي راجع به وبلاگ داشتن و وبلاگ

 

نويسي اشاره كرده‌ بودي كه حتما توي پست بعدي در

 

بارش حرف مي‌زنم ، بايد يه كمي بيشتر در بارش فكر

 

كنم .

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

واي چقدر حرف زدم . تازه هنوز فال هم نگرفتم . يه چند

 

لحظه وايسيد الان تموم مي‌شه ؛ فاتحه رو مي‌گم پس

 

بسم ا

… . نيت كنيد :

 

در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد

 

عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

 

جلوه‌اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت

 

عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد

 

عقل مي‌خواست كزآن شعله چراغ افروزد

 

برق غيرت بدرخشيد و جهان برهم زد

 

مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز

 

دست غيب آمد و بر سينه‌ي نامحرم زد

 

ديگران قرعه‌ي قسمت همه بر عيش زدند

 

دل غمديده‌ي ما بود كه هم بر غم زد

 

جان علوي هوس چاه زنخدان تو داشت #1

 

دست در حلقه‌ي آن زلف خم اندر خم زد

 

حافظ آنروز طرب نامه‌ي عشق تو نوشت

 

كه قلم بر سر اسباب دل خرم زد

 

(#1: علوي : به ضم عين و آ ممدود در آخر .)

 

 

عجب شعري ! دنياي معني ! بابا اين بند خدا مهرداد حق

 

 داشت گله كنه . آخه اينجا اگه حافظ رو نداشته باشه

 

 كه لطفي نداره .

 

اين غزل خيلي آشنا بنظر مياد . ولي هر كار مي‌كنم يادم

 

نمياد كجا و تو كدوم كاست شنيدمش

. مهرداد جان بعد از

 

 سلام اختصاصي براي شما ــ به بقيه بر نخوره، دارم پاچه

 

 خاري ميكنم شايد يه چيزايي يادش بياد، مهرداد جون

 

 براي مزاح بود به تو هم كه بر نخورده عزيز ــ ، تو چيزی

 

 يادت ميياد؟يا تو را ديوت  آهنگی با اين شعر بخصوص با صدای شجريان داری ؟ اگه يادت اومد خبر كن . ممنون ميشيم  .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مي‌خوام امشب در باره‌ ي يه گياه دارويي و خواص اون

 

 براتون بگم . شايد بدردتون بخوره!

 

ــ يكي نيست بگه آخه تو رو چه به اين حرفها ، مهندس

 

نيمه كاره‌ي مكانيك رو چه به پزشكي و دارو سازي ؟!!!

ـــ

 

خواص درماني ((زنجبيل)):

 

گياهي است وحشي،پايا،داراي ساقه هاي زير زمينی

 

 ضخيم،غده اي شكل و ناصاف

 

تاثير زنجبيل در جلوگيري از استفراغ و آشفتگي معده از

 

 قديم مورد توجه بوده.

 

تاثير زنجبيل در جلوگيري از انعقاد خون نيز از ديگر خواص

 

 درماني ذكر شده در كتابهاست .

 

اين ماده مي تواند در دراز مدت باعث كم شدن كلسترول

 

 در خون شود.

 

(زنجبيل از نظر خاصيت ضد انعقاد خون،از سير و از پياز كه

 

 هر دو از ضد انعقاد های

 

معروف خون هستند نيز قوي تر است .)

 

ماده فعال ضد انعقاد خون موجود در ((زنجبيل))(جن

 

 جرول) است كه از نظر تركيب

 

شيميايي ،شباهت بسيار زيادي با ( آسپرين ) دارد

 

اسپرين خود يكي از دارو هاي ضد انعقاد خون به شمار

 

 مي آيد.

 

 

زنجبيل فشار خون را كاهش مي دهد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر نوي امشب رو از بانو فروغ فرخزاد نوشتم ..يكي از

 شاعرايي كه هم تو رژيم سابق و هم تو اين دوران

خودمون بهش كم توجهي شد و هيچ وقت اون طور كه

 لايق بود مورد توجه قرار نگرفت . يه كسي دور افتاده تر

 از شاملو .

Friday

 

Quiet Friday

 
deserted Friday

 

Friday saddening like old alleys

 
Friday of lazy ailing


Friday of noisome sinuous stretches

 
Friday of no anticipation

Friday of submission.

Empty house

 
lonesome house

 
house locked against the onslaught of youth

 
house of darkness and fantasies of the sun

 
house of loneliness, augury and indecision

 
house of curtains, books, cupboards, picture

.

Ah, how my life flowed silent and serene

 
like a deep-running stream

 
through the heart of such silent, deserted Fridays

 
through the heart of such empty cheerless houses

 
ah, how my life flowed silent and serene

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما حسن ختام امشب :

فكر كنم همه تون بدونيد از كيه پس ديگه معرفي

نمي‌كنم .

 

كاش در دهكده عشق فراواني بود.

 

توي بازار صداقت كمي ارزاني بود.

 

كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم.

 

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود.

 

و يه حسن ختام ديگه ،

 

قبلي كه مال(( مريم حيدر زاده)) بود ولي اگه هر كي گفت اين يكي

 

مال كيه جايزه داره !!!

 

اي دوست دل از جفاي عاشق در كش

 

با روي نكو شراب روشن در كش

 

با اهل ، هنر گوي و گريبان بگشاي

 

و زين نا اهلان تمام دامن در كش .

 

فقط تا پست بلند بعدي وقت داريد پس بجنبيد .

 

 

 

/ 0 نظر / 104 بازدید