بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم … بهار توبه شكن مي رسد چه چاره كنم

 

 

طبق معمول اول سلام.

چون حرف براي گفتن زياد دارم و نمي‌خوام اين پستم خيلي طولاني بشه يه راست مي‌رم سراغ حافظ. پس نيت كنيد و فاتحه بخونيد.

 

 

بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم

بهار توبه شكن مي رسد چه چاره كنم

سخن درست بگويم نمي‌توانم ديد

كه مي خورند حريفان و من نظاره كنم

چو غنچه با لب خندان بياد مجلس شاه

پياله گيرم و از شوق جامه پاره كنم

بدور لاله دماغ مرا علاج كنيد

گر از ميانه‌ي بزم طرب كناره كنم

ز روي دوست كي مرا گل مراد شكفت؟

حواله‌ي سر رقيب به سنگ خاره كنم

گداي ميكده‌ام ليك وقت مستي بين

كه ناز بر فلك و حكم بر ستاره كنم

مرا كه نيست ره و رسم لقمه پرهيزي

چرا ملامت رند شرابخواره كنم

بتخت گل بنشانم بتي چو سلطاني

ز سنبل و سمنش ساز طوق ياره كنم

ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

ببانگ بربط و ني رازش ‌ آِشكاره كنم

 

باز هم مثل هميشه حافظ من رو شرمنده كرد و وقت ناچاري دستم رو گرفت . آخه امروز يه اتفاقي افتاد كه كلا َ حال و هوام رو عوض كرد و فقط و فقط مقصر اين واقعه خودم بودم . مونده بودم چه جوري معذرت خواهي كنم كه حافظ به داد رسيد و بيشتر حرفايي كه مي‌خواستم بزنم رو گفت.

 

عصر يه پرنده‌ي دوست داشتني به خونه‌ي ما پناه آورده بود . لحظات خوشي داشتيم ولي من با يك حرف نسنجيده اون رو رنجوندم و ناخواسته ناراحتي رو توي چشماش نشوندم .غم رو به سادگي مي‌شد توي چشماش ديد . از اين مي‌ترسم كه اون پرنده ديگه به اينجا برنگرده . حتي اگه زير بارون و برف بمونه . سرما رو تحمل كنه ولي ترجيح بده به خونه‌ي ما پناه نياره . اصلا دوست ندارم اين اتفاق بيفته . آخه من تا به حال هيچ پرنده‌اي رو از خونه نرونده بوندم . حتي كلاغها رو هم تحمل كرده بودم و اين پرنده‌ي دوست داشتني كه جاي خود داره ولي من هم

………

احساس بدي دارم . نمي‌دونم اسمش رو چي بذارم؛ پشيموني ، احساس گناه ، عذاب وجدان ، خجالت و يا شايد هم حسادت!

بيشتر از اين نمي‌ تونم توضيح بدم . ولي اميدوارم اون پرنده من رو ببخشه و از من كدورتي به دل نگيره.

 

             زندگي خوشتر بود در سايه‌ي وهم و خيال

                                                            صبح  روشن را صفاي سايه‌ي مهتاب نيست!

 

 

بگذريم.امشب اصلا نمي‌خوام ناراحتي توي پستم باشه . ديگه مي‌خوام كاملا َ غم رو از اين خونه بيرون كنم ، و مي دونم كه سخته . به قول « رؤيا » غم وقتي اومد ، به اين آسونيا بيرون نمي‌ره . ولي من مي خوام بگم :

اي غم اي همدم دست از سر دل بردار

اي شادي يك دم مرهم به دلم بگذار

دل جاي شاديست از غم شده‌ام بيزار

اي غم بيرون رو اين خانه بدو بسپار

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گفتم مي‌خوام غم رو بيرون كنم ولي يك كمي ديگه تحمل كنيد تا من اين شعر رو هم بنويسم ، بعد با هم بيرونش مي‌كنيم.فقط شرمنده كه نتونستم كاملش رو گير بيارم.

اين شعر با جرياني كه در ادامه نوشته‌ام چند باري اشك من رو در آورده ، كه آخريش ديروز تو ماشين بود ، نه ببخشيد آخريش امروز صبح وقت برگشتن ازمزار شاملو بود . امروز صبح وقت برگشتن از دانشگاه ، جاي همه‌تون خالي يه سري رفتم سر مزار شاملو .

 

 

 

نه بسته ام به كس دل ،نه بسته كس به من دل

چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من

 

زمن هر‌ آنكه او دور ، چو دل به سينه نزديك

به من هر آنكه نزديك ، از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سويي، نه باده در سبويي

كـه تر كنم گلــويي ، به يـاد آشنـا مــن

 

ستاره‌ها نـهفتم ، در آسمــــــان ابری 

دلم گرفت اي دوست ، هواي گريه با من

 

نه بسته ام به كس دل ،نه بسته كس به من دل

چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من

 

يك هديه براي همه‌ي دوستداران موسيقي اصيل !

 

چند وقتي بود كه يه موضوع منو كمي نگران كرده بود .مدام با خودم اين سؤال رو مي‌پرسيدم كه اگه يه روزي استاد شجريان ديگه نتونه آواز بخونه ، يا صداش ديگه اون قدرت سابق رو نداشته باشه ، چه اتفاقي مي‌افته . چي مي‌شه ، كسي هست كه بتونه جاي خالي استاد رو پر كنه ؟

يك روز از يكي از دوستان كه دستي در موسيقي اصيل داره و با آدماي بزرگ اين ورطه در تماسه ، همه‌ي اون سؤالهاي بالا رو پرسيدم. و اون هم جواب داد كه

استاد يه چندتايي آلبوم رو براي اون روزها نگه داشته و اجراهاي قديمي هم كه هنوز منتشر نشده‌اند زيادن و تا چند سال كفاف نيازهاي عاشقان موسيقي‌ اصيل رو مي‌ده .ولي خوب بالاخره هر شروعي يه پاياني هم داره .

با اين حرف كمي دلم آروم گرفت ، و كمي هم به ذكاوت و آينده نگري استاد آفرين گفتم .

از اين جريان مدتي گذشت تا اينكه نزديك به يك هفته‌ي پيش وقتي بابام برگشت به خونه يك راست رفت سراغ ضبط و نواري رو گذاشت توي اون و نوار شروع كرد به خوندن . من اونم موقع توي اتاقم بودم ، ولي با صداي آهنگ به پذيرايي كشونده شدم . خوب كه گوش دادم ، از بابام پرسيدم كه:« مگه شجريان

كاست تازه بيرون داده ، كي بوده كه من نفهميدم؟»

كمي اخم كرد ــ بابام هيچ وقت اسم استاد شجريان رو بدون واژه‌ي استاد به زبون نمياره ، اون وقت تازه فهميدم كه چه اشتباهي كردم و استاد رو اون طور كه شايسته‌است خطاب نكردم ـــ و گفت : « آره . خوب گوش كن . خيلي قشنگه .»

صدا كمي جوان تر از سن وسال استاد به نظر مي رسيد و با توجه به حرفهايي كه قبلا شنيده بودم ، تصور كردم كه استاد يكي از همون اجراهاي قديميش رو منتشر كرده .

بعد از شنيدن اولين تصنيف ، چون شعر بسيار زيبا و دل‌نشيني داشت كه من تا به حال نشنيده بودم ، جلد نوار رو برداشتم كه شاعر رو پيدا كنم . اول به روي جلد توجه نكردم ، و يك راست رفتم سراغ توي جلد . شعر ، غزلي بود از خانوم « سيمين بهبهاني » . راستش اسم اين خانوم رو شنيده بودم ، ولي چيز زيادي از شعرهاش نمي‌دونستم . بعد از كمي اينور اونور گشتن بالاخره توي كتاب« سير تحول غزل فارسي » نوشته‌ي دكتر« روزبه» تونستم چندتا شعر دي‌گه رو هم از ايشون پيدا كنم كه توي پست قبلي براي حسن ختام آوردم . به عقيده‌ي دكتر روزبه

ايشون يكي از تأثير گذارترين و مبتكر ترين غزلسرايان معاصر اند كه تأ ثير ايشون ممتد و پر دامنه بوده و قالبهاي غزل رو متحول كرده .

سيمين بهبهاني

خلاصه اينكه ، جلد نوار رو برداشتم كه ببينم شعر بقيه‌ي آهنگها از چه كسايي‌ گرفته شده، ولي از تعجب دهنم باز موند چون عكس روي جلد نوار عكس استاد شجريان نبود ، ولي اسم شجريان روي جلد نوشته شده بود . وقتي كمي بيشتر دقت كردم ، متوجه شدم كه اين صداي دلنشين كه اينقدر به صداي استاد شبيهه صداي كسي نيست جز « همايون شجريان » پسر استاد شجريان .

اصلا فكرش هم برام غير قابل باور بود چه برسه به خودش .

بيشتر از اين سرتون رو درد نميارم ، فقط اين رو هم بگم كه تو خونه‌ي ما همه ‌نوع نوار پيدا مي‌شه و معمولا هم موسيقي شاد اون‌ وريا بيشتر به گوش مي‌رسه .هرچند جاهايي كه زور من و بابام برسه و صداي موسيقي اصيل تو خونه بپيچه هم خيلي زياده ، ولي با همه‌ي اين حرفها از وقتي كه اين نوار پاش به خونه و ماشين و بعدش هم كامپيوتر من باز شد ، ديگه هرچي آلبوم جديد ــ ابي‌ ، هلن ، آرمان ، بهبود، شر، سلن ديون ، جيپسي كينگ ، كيريس دي برگ ،ووو ــ و قديمي و ايراني و خارجي و

…… خلاصه هر نوع موسيقي تو خونه وجود داشت همه وهمه بساطشون تعطيل شده و هر كي از يه گوشه با اين نوار زمزمه مي‌كنه .

براي همين هم با خودم گفتم ، قشنگترين آهنگ اين نوار رو كه تصنيف « هواي گريه » است ، براي شما آماده كنم كه گوش بدين و باش حال كنيد .

بيشتر از نود ثانيه دانلود كردنش طول نمي‌كشه . پس خساست به خرج ندين و حتما دانلود كنيد . تا ان‌شاء ا

… من هم براي دفعات بعدي انگيزه‌ داشته باشم و باز هم اگه چيزي با حال و هواي خودم جور بود و احساس كردم ممكنه به شما هم حال بده ، تنبلي نكنم و براي دانلود بذارم .

 

 

هواي گريه

با صداي: همايون شجريان

آهنگساز : مجيد ضرابي

 اينجا حتما دانلود كنيد ! کليک کنيد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر نو امشب:

پرنده گفت: « چه بوئي ، چه آفتابي ، آه

بهار آمده است

و من به جستجوي جفت خويش خواهم رفت. »

پرنده از لب ايوان پريد

مثل پيامي پريد و رفت

پرنده كوچك بود

پرنده فكر نمي كرد

پرنده روزنامه نمي خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدمها را نمي شناخت

پرنده روي هوا

و بر فراز چراغهاي خطر

در ارتفاع بي خبري مي پريد

ولحظه هاي آبي را

ديوانه وار تجربه مي كرد

پرنده ، آه ، فقط يك پرنده بود

« فروغ فرخزاد»

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسن ختام :

همه خفتند بغير از من و پروانه و شمع

قصه‌ي ما دو سه ديوانه درازست هنوز!

« عماد خراساني »

در بزم جهان جز دل حسرت كش ما نيست

آن شمع كه مي‌سوزد و پروانه ندارد

 

« پژمان بختياري »

 

 

 

چون زلف تو ام جانا در عين پريشاني

من باد سحرگاهم، در بي سر و ساماني

اي شاهد افلاكي در مستي و در پاكي

من چشن تورا مانم ، تو اشك مرا ماني

« رهي معيري »

 

 

در پناه حق باشيد .

 

/ 0 نظر / 126 بازدید