آتش عشق تو در جان خوشتراست

اگه اجازه بديد امشب به جاي حافظ بريم سراغ يه شاعر ديگه كه كم از حافظ نداره :





آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

هر كه خورد از جام عشقت قطره اي
تا قيامت مست و حيران خوشتر است

تا تو پيدا آمدي پنهان شدم
زانكه با معشوق پنهان خوشتر است

درد عشق تو به جان مي سوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است

درد بر من ريز و درمانم مكن
زانكه درد تو ز درمان خوشتر است

مي نسازي تا نمي سوزي مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است

چون مثالت هيچ كس را روي نيست
روي بر ديوار هجران خوشتر است

خوش سال وصل تو بينم مدام
لا جرم در ديده طوفان خوشتر است

همچو شمعي در فراقت هر شبي
تا سحر عطار حيران خوشتر است





اين غزل به نظر من خيلي زيباست و پر از نكته هاي ظريف، كه تا عاشق نباشي نمي فهمي داره چي رو وصف مي كنه.
حالا همه ي اين نكته ها رو بذار يه طرف و اينا رو هم بهش اضافه كن : صداي بي همتاي استاد شجريان و با آهنگسازي پرويز مشكاتيان و تنظيم كامبيز روشن روان و اجراي اركستر سمفونيك و تار استاد طلايي و...

تازه اينها همه يه طرف بود ، طرف ديگه اي هم وجود داره كه در اونجا چيزي نيست جز يه دل عاشق با حال و هواي خاص خودش كه ديگه توضيح نمي دم چون همه ي شما يا داريد تجربه مي كنيد كه با من هم درديد ، يا قبلا تجربه كرديد كه بازهم مي فهميد من چي مي گم و يا بالاخره يه روزي اين اتفاق مبارك براتون مي افته كه عاشق بشيد و اون وقت ياد من و اينجا و اين غزل عطار مي افتيد و بعد با خودتون مي گيد كه ...

حيف كه هنوز ياد نگرفتم چطوري مي شه . آهنگهاي نواركاست رو توي وبلاگم بگذارم ،اگر نه حتما يه قسمتهاييش رو مي گذاشتم گوش بديد تا بيشتر به حس من نزديك بشيد هرچند مي دونم كه الان هم به اندازه ي كافي حرفهام رو مي فهميد. اگه نه اينجا نمي اومديد .
يه بار هم از يه بنده خدايي پرسيدم كه چه طور مي شه آهنگ براي دانلود گذاشت ولي يادش رفت جوابم رو بده ،آخه براش كامنت گذاشته بودم .البته اون موقع هنوز زياد باهم صميمي نشده بوديم . اگه كسي بلده به من هم ياد بده .


حالا اگه دوست داشتيد مي تونيد حال و هواتون رو با كاست (( دود عود )) از استاد شجريان كه انتشارات هالكو منتشر كرده كامل كنيد .




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



روشنك!





يه دوست خوبي دارم كه هميشه به اينجا لطف داره و اسمش هم روشنك ه ،
اولين بار كه كامنت گذاشته بود برمي گرده به اولين روزهاي تولد اينجا . همون بار اول نوشتم كه اي كاش روشنك تو هم وبلاگ داشتي تا حداقل يه جورايي گوشه ي كمي از لطفت رو جبران كنيم __ حالا ديگه آشنايي با دنياي زيبا و نوشته هاش بماند __ حالا باز هم مي گم اگه ممكنه وبلاگي براي خودت درست كن و چند كلامي هم توش بنويس تا ما هم دلمون خوش بشه و مثل خودت بشيم پاي ثابت اونجا .
اگه دوست داشته باشي با كمال ميل من برات درست مي كنم .و يا اگه دوست نداري يا مشكلي داري و يا به هر دليل ديگه من با كمال ميل نوشته هات رو اينجا مي گذارم تا همه استفاده كنن . مي توني با اي ميل بفرستي يا توي كامنت هات بگذاري و يا هر راه ديگه اي كه به نظرت مي رسه . خلاصه اينجا نه تنها براي روشنك ،بلكه براي همه شما دوستان عزيزم جا هست ، من هم خوشحال ميشم ميزبان شما عزيزان باشم .

موفق باشيد .




راستي من ، هم عاشق ام و هم جواب رد شنيدم . ولي نه از اون كسي كه بايد مي شنيدم ! تازه اون جواب ردي هم كه شنيدم ،نه تنها من رو از يار دور نكرد بلكه من رو به معشوقم نزديكتر هم كرد ، باعث شد بيشتر باش باشم ، بيشتر باش صحبت كنم ، بيشتر بهم لطف كنه و چشمه هاي جديدتري از كمال و محبتش رو نشونم بده و اميدوارم كه ظرفيت اين همه محبت رو داشته باشم ،البته خيالم از طرف اون راحته چون يه قولهايي بهم داده و بدقولي اصلا تو مرامش نيست .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به اين دوسه بيت پايين نگاه كنيد .

عشق يعني دل سپردن در الست******از مي وصل الهي مست مست

چهره ها با اشك زيبا مي شود ******عشق با تصوير معنا مي شود

عشق بر غمها حلاوت مي دهد******عشق بر دلها شهامت مي دهد

عشق بر دلداده فرمان مي دهد******عاشق جان داده را جان مي دهد

اين چند بيت راجع به مطلب " آره عاشق شده ، اونهم عاشق ... !" از پست قبلي جا مونده بود كه گفتم بايد يه جورايي بگم . در ضمن اون مطلب گفتگويي بود بين من و خودم ،و در باره ي خودم ، كه...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آدم بد شانس هميشه بد شانسه!!!!!


امروز از يه بچه‌ي هفت ساله رو دست خوردم . جاي شما خالي ناهار از اون غذاهايي داشتيم كه توش جناق پيدا مي‌شه و بساط شرط بندي بعدش به راهه . از قضاي روزگار جناقش نسيب ــ نميدونم نسيب رو درست نوشته ام يا نه ــ من شد و منم هم در به در دنبال يه نفر كه باش شرط ببندم . ولي كسي پيدا نشد و من هم با خواهر كوچيكم شرط بستم . قرار شد اگه برد من دو تومن بدم واگه باخت يه تومن ازش بگيرم . من خوشحال و سر مست تو اين فكر بودم كه يه تومن كاسب شدم،كه خواهرم بلافاصله بعد از شكستن جناق نصفه‌ي شكسته رو داد دستم كه مثلا با بقيه‌اش بندازم دور و گرفتن همان و فراموش شدن همان !
حالا آبروم كه رفت به درك! دو تومن رو بگو كه بعد از اين كه اين همه بهم خنديدن تازه اون رو هم بايد بدم ‌ـــ جون شما خيلي زور داره ! آدم بد شانس هميشه بد شانسه ــ .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


روز خبر نگار مبارك !

خوب اگه بشه وبلاگ نويسي رو هم يه جور خبرنگاري فرض كرد ( همون طور كه در ديگر كشورها هم مرسوم است .) پس بايد به خودمون هم تبريك بگيم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر نوي امشب را از سهراب سپهري و از هفت كتابش انتخاب كردم و اسم و عنوان شعر هم ((طنين )) است :


به روي شط وحشت برگي لرزانم ،
ريشه ات را بياويز.

من از صداها گذشتم.
روشني را رها كردم .
روياي كليد از دستم افتاد .
كنار راه زمان دراز كشيدم .


ستاره ها در سردي رگهايم لرزيدند .


خاك تپيد.
هوا موجي زد .
علفها ريزش رويا را در چشمانم شنيدند :

(( ميان دو دست تمنايم روييدي،
در من تراويدي . ))

آهنگ تاريك اندامت را شنيدم :

(( نه صدايم
ونه روشني.
طنين تنهايي تو هستم ،
طنين تاريكي تو . ))

سكوتم را شنيدي :

((بسان نسيمي از روي خودم بر خواهم خاست ،
در ها را خواهم گشود ،
در شب جاويدان خواهم بود . ))

چشمانت را گشودي :

(( شب در من فرود آمد .))


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما حسن ختام :

امشب سري بزنيم به خيام نيشابوري و دو بيتي هاش ببينيم برامون چي داره :



ماييم و مي و مطرب و اين كنج خراب
جان و دل وجام و جامه در رهن شراب
فارق ز اميد رحمت و بيم عذاب
از آذر خاك و باد و از آتش و آب



تا راه قلندري نپويي نشود
رخساره به خون دل نشويي نشود

سودا چه پزي كه تا چو دلسوختگان
آزاد به ترك خود نگويي نشود


/ 0 نظر / 215 بازدید