اي همه شكل تو مطبوع همه جاي تو خوش !

سلام به همگي . ببخشيد دير كردم ـــ دلم نميومد پست جديد بدم. آخه

پست قبليم رو خيلي دوست دارم ، بوي خوبي مي‌ده و گفتم تا مطلبي كه

 مثل اون باشه ننويسم به روزش نمي كنم . ولي خوب هر اومدني رفتنی

 هم داره ديگه . ـــ واقعا شرمنده‌ي همهتون شدم . از رونقي كه به اين سرا

 داديد بينهايت خوشحالم . نميدونيد چه جور به اينجا عادت كردم به تك

 تكتون . اگه كوچكترين فرصتي پيدا كنم اولين كاري كه مي‌كنم اومدن ب

ه اينجاست . نه بدليل خوندن نوشته هاي خودم بلكه بدليل ديدن رد پايي از

 شما ؛ طوري شدم كه اگه يكيتون نياد انگار كه يه چيزي كم دارم يا يه

 كسي رو گم كردم . قربون همه تون كه اين همه با محبتيد .

من تشنه‌ي محبت درد، آشناي هجرت

دلم به اين جدايي ، هرگز نكرده عادت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما حافظ :

 

اين غزلي رو كه امروز مي نويسم ، همون غزليه كه در روز كامنت گذاشتن

 هميشه بهار به نيت اون و نيماي عزيز فال گرفتم . قبل از فال مي‌خواستم

 غزل رو با كامنت به نيما بگم ولي وقتي ديدم چه غزلي اومد منصرف شدم

و گفتم اين غزل جاش همينجاست و اينجوري لطفش بيشتره . يك وقت فكر

 نكيند بد جنسي كردم ، اصلا اين طور نيست . من اين غزل رو براي اولين

 بار حدود هفت هشت سال پيش از پدر بزرگم شنيدم و بعدها به يادگار از

اون خدا بيامرز حفظش كردم . تو اين چند مدتي هم كه حافظ به اينجا رونق

 داده خيلي دوست داشتم اين غزل يه روز در مي‌اومد ، ولي از پا قدم

 هميشه بهار و احساس صادقانه‌ي نيما اين غزل هم بالا خره خودش رو

نشون داد . ديگه بيشتر از اين صحبت نمي‌كنم . نيما جان انتظارت تو هم سر

 رسيد :

 

اي همه شكل تو مطبوع همه جاي تو خوش

دلم از عشوه‌ي شيرين شكر خاي تو خوش

همچو گلبرگ طري

ا هست وجود تو لطيف

همچو سرو چمن خلد سرا پاي تو خوش

شيوه و ناز تو شيرين ، خط و خال تو مليح

چشم و ابروي تو زيبا ، قد و بالاي تو خوش

هم گلستان خيالم ز تو پر نقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش

در ره عشق كه از سيل بلا نيست گذار

كرده‌ام خاطر خود را به تمناي تو خوش

شكر چشم تو چه گويم كه بدان زيبايي

مي‌كند درد مرا از رخ زيباي تو خوش

در بيابان طلب گرچه ز هر سو خطريست

مي‌رود حافظ بيدل به تولاي تو خوش

 

 

نيما جان فكر نمي‌كنم واضح تر از اين بشه با كسي صحبت كرد . آينده‌ی

 خوشي در انتظار تو و هميشه بهارت قرار داره . قدر اين موحبت خدايي رو

 بدون ، براي هر كسي پيش نمي‌اد . اونقدر قشنگ گفته كه آدم دلش

 نمي‌ياد ديگه چيزي بنويسه .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راستي مهرداد جان من نمي‌تونم صفحه‌ي كامنت هاي شما رو باز كنم .

 فالت رو بگم يا با اي - ميل بفرستم يا مطلعش رو

off line كنم . هر كدوم

كه دوست داشتي بگو . رو چشمم حتما انجام مي‌دم . در باره‌ي كنسرت

 كامكارها به احتمال قوي با ت مي‌يام تا ببينيم خدا چي مي‌خواد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بچه ها ميدونستيد .....

بچه ها مي‌دونستيد كه من خودم اينجا رو راه ننداختم ، آره درسته اون

 كويري كه ميبيند تو لينكا اينجا رو راه انداخته بود براي خودش ، ولي رفت به

بلاگ اسپات و اينجا رو يادگاري داد به من . من هم اولش حرفي براي گفتن

نداشتم . ولي بعدا كم كم زبونم باز شد ، درست مثل حسي كه يه بچه

داره و تازه حرف زدن رو داره ياد ميگيره . اوايل فقط شعر مي‌نوشتم . بعد

 ديدم كسي به اينجا رفت و آمد نمي‌كنه يه مدت نا اميد شدم . حتی

 صاحب خونه‌ي قبلي هم فكر نمي‌كرد من اهل نوشتن باشم و به اينجا سر

 نمي‌زد .

يه روز با خودم گفتم ، اين هم خودش يه مزيته كه كسي ندونه كه من هم

وجود دارم ، و تنهاييم رو فقط با اون كه خيلي دوستش دارم تقسيم كردم .

از شما چه پنهون كه تا پاي اون به اينجا باز شد تعييرات بزرگي هم در من و

وبلاگم ايجاد شد . اونقدر بزرگ كه نمي‌تونم در باره‌شون بگم .

 

يه مدت من بودم و معشوق با هم حرف مي‌زديم ، درد دل مي‌كرديم تا اينكه

 كم كم سر و كله‌ي بقيه پيدا شد .

راستش مثل اينكه حرافاي من و اون ، به دل يه عده عاشق ديگه رسيده‌ بود

 و اونجا حسابي جا خوش كرده بود . از اون روز بود كه اينجا رونق گرفت و به

 قول روشنك كامنتهاش زياد شدند . من هم از اينكه چند تا عاشق و دل

 سوخته ميان اينجا ببينن چه حرفايي بين من اون رد و بدل مي‌شه خيلی

 خوشحالم . اگه هيچكس هم نياد بازهم من مينويسم . باش صحبت

مي‌كنم . اونقدر مي‌گم تا از دست من خسته بشه و يه فكري به‌ حالم

 بكنه . الان هم مي‌گم : دوستت دارم ! و خودت بهتر از هر كس ديگری

 ميدوني كه من براي چي اينجام . براي چي اين همه حرف مي‌زنم ، گله

ميكنم ، مي‌خندونم ، مي‌گريونم

…… وبراي چي زنده‌ام .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نيايش :

 

كجايي اي آرام جانم . اي تمام هستيم . اي كه تنها ترين تنهايي . چطور اين

 تنهايي رو تحمل مي‌كني . نمي‌خواي ما رو هم به خلوتت راه بدي؟

مي دونم كه الان در جواب من مي‌خواي چي بگي . ولي اين كمي دور از

 انصافه كه اين جوري دل ما رو بشكني . ميدونم اين كار رو نمي‌كني برای

 همين هم هست كه دوستت دارم بيش از زندگي بيش از هر نفس .

 

 

اي از همه كس با من آواره خودي تر

اي خوب تر از خوب من و از همه بهتر

من جز تو و عشق تو كس و يار ندارم

با هيچ كسي جز تو خداي دل خود كار ندارم

 

 

در ياب مرا ! درياب مرا !

مر حمتي كن به من و

يك دفعه بيدار كن از خواب مرا!

دستم تو بگير . خسته‌ام

.بيرون بكش از آب مرا!

تو باني اين در به دري ،اين همه شوريده سري

از همه كس تازه تري ،عشق تو بود يك نفري

اين همه آن داد مرا !

درياب مرا در ياب مرا !

 

فرياد بزن ، فرياد بزن ، خسته شدي باز بزن !

خط بزن از نسل قفس ، پر بده آزاد مرا !

تو باني آزادي من باش و آزاد كن آزاد مرا!

 

در ياب مرا ! درياب مرا !

مر حمتي كن به من و

يك دفعه بيدار كن از خواب مرا!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

براي پست بعدي مي‌خوام از ((

خداحافظي )) واژه‌اي كه هرگز براي اونهايی

 كه دوستشون دارم بكار نمي‌برم ، صحبت كنم . اگه نظري داريد بگيد تا

روش فكر كنيم و از نظرات هم استفاده كنيم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راستي بچه‌ها به نظر من اگه مي‌خوايد خرج اينترنتتون كم‌تر بشه شما هم مثل من از كارت هاي شبانه نا محدود ماهانه در كنار كارتهاي ديگه‌تون حتما استفاده كنيد . چون اولا قيمتشون مناسبه ، ثانيا چون شبانه است ، پول تلفنتون به طور خيلي محسوسي كمتر ميشه و از اون مهمتر چون شب ها كانكت ميشيد ، ميتونيد با دنياي شب و شبنشيني بيشتر آشنا بشيد و از اون لذت ببريد . هر چند از ساعت كامنتهاتون مشخصه كه شما هم شب نشيني مي‌كنيد . در ضمن از اكانت روزانه تون هم چيزي در شب مصرف نمي‌شه . اگر هم نمي‌تونيد زياد از اين كارتها استفاده كنيد و مثلا يه شب در ميون ، شب زنده داري كنيد با آشناهاي نزديكتون با هم كارت رو بخريد . اين كارتي كه من استفاده مي‌كنم از ساعت يك به بعد تا ده صبح اكانت رو باز مي‌كنه ، و من فكر مي‌كنم مناسب باشه . ولي اگه شما چيز بهتري سراغ داريد معرفي كنيد .

اين ها رو براي اين گفتم كه پول تلفنمون اومد و با اين كار نسبت به بار قبلي به يك سوم كاهش پيدا كرده‌بود . تازه خيلي بيشتر از دفعات قبلي هم كانكت بودم . پس مي‌بينيد كه خيلي مؤثر بوده .

موفق باشيد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روز مادر رو به همه‌ي مادرهاي خوب مون تبريك مي‌گم .

با صدتا در يا پر عشق و اشتياق و پولك

با صد تا آسمون پر از گلهاي ناز و ميخك

يه قلب عاشق با يه حس انتظار كوچك

مي‌خواد بياد بهت بگه مامان روزت مبارك

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوب رسيديم به شعر نوي امشب .

خيلي وقته كه سري به شاملو نزديم ، بريم ببينيم امشب برامون چي داره.

 

شب ندارد سر خواب .

مي‌دود در رگ باغ

باد با آتش تيزابش ، فرياد كشان .

پنجه مي‌سايد بر شيشه‌ي در

شاخ يك پيچك خشك

از هراسي كه زجايش نربايد طوفان!

من ندارم سر يأس

با امدي كه مرا حوصله داد .

باد بگذار كه بپيچد با شب ،

بيد بگذار كه برقصد با باد.

گل كو مي‌ايد

گل كو مي‌ايد خنده به لب .

گل كو مي‌آيد، ميدانم ،

با همه خيره‌گي باد كه مي‌اندازد

پنجه در دامانش ،

روي باريكه‌ي راه ويران .

گل كو مي‌آيد ،

با همه دشمني اين شب سرد

كه خط بيخود اين جاده را

مي‌كند زير عبايش پنهان .

شب ندارد سر خواب ،

شاخ مأيوس يكي پيچك خشك

پنجه بر شيشه‌‌ي در مي‌سايد .

من ندارم سر يأس،

زير بي حوصله‌گي هاي شب از دورادور

ضرب آهسته‌ي پاهاي كسي مي‌آيد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسن ختام امشب از هاتف اصفهانيه:

از تو اي دوست نگسلم پيوند ******* ور به تيغم برند بند از بند

و اين هم از حافظ :

گر پير مغان مرشد من شد چه تفاوت

در هيچ سري نيست كه سرًي ز خدا نيست

در صومعه‌ي زاهد و در خلوت صوفي

جز گوشه‌ي ابروي تو محراب دعا نيست

اميدوارم كه اوقات خوشي داشته باشيد . و به اميد ديدار همه‌ي شما!

«حق نگهدار شما باشه»

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 102 بازدید