گفتنی ها كم نيست.... و تو

و تو



رستنی ها كم نيست
من و تو كم بوديم
خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم
گفتينی ها كم نيست
من و تو كم گفتيم
مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين در هم و بر هم گفتيم
ديدني ها كم نيست
من و تو كم ديديم
بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقيها را پرسيديم
چيدني ها كم نيست
من و تو كم چيديم
وقت گل دادن عشق روی دار قالي بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسيديم
خواندني ها كم نيست
من و تو كم خوانديم
من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وامانديم
من و تو؛ خم نه و؛ در هم نه و؛ كم هم نه
می بايد با هم باشيم
من و تو حق داريم
در شب اين جنبش نبض آدم باشيم
من و تو حق داريم
كه به اندازه ی ما هم شده با هم باشيم

(قنبری)



/ 0 نظر / 18 بازدید